پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۲ ساعت توسط داود | 

 

در طول ساليان بعد واقعه کربلا  تا همين امروز همواره کساني بودند که با حسين و حسينيت

 

 

و عزاداري و عزاداران مشکل داشتند و دارند و گاهي تمام سعي خود را کرده اند که به هرنحوي

 

آسيب جدي به اصل عزاداري و عزاداران بزنند با اين مقدمه داستان علي شاگردي "علي عاشورا"

 

را برايتان مينويسم ....

 

در سال 1310 ه.ش  حاکمان حکومتي وقت اردبيل اجازه داده بودند که عزاداري هاي

 

دهه اول محرم و عاشورا و "اوخشاماگويي" و تعزيه داري در حد کم انجام شود اما قمه زني

 

را به کل منع کرده بودند و تدابيري مثل بازرسي مساجد در غروب روز تاسوعا و همچنين گماشتن

 

نگهبان و ماموران در مقابل مساجد در بامدادان روز عاشورا،  را به اجرا در مي آوردند.

 

در سال 1310  عزاداران دو محله " پير زرگر  و   علي کوچه سي " تصميم ميگيرند که

 

دستورات حکومتي را ناديده و عزاداري خود را به جا آورند براي آماده سازي اين کار سه نفر

 

از جوانان اين دو محله بنام هاي

1-اسماعيل يميني " عضو دسته سينه زنان محله   علي کوچه سي "

2-قدرت نصرتي " عضو دسته سينه زنان محله    علي کوچه سي "

3-علي شاگردي" عضو دسته زنجير زنان محله پير زرگر"

انتخاب ميشوند .

 

قرار ميشود اين سه نفر از شبستان مسجد پير زرگر که در جداگانه اي نسبت به درب اصلي

 

مسجد داشته همراه با قمه ها و به دور از چشم نگهبان ها به بيرون آمده و قمه زني

 

را شروع کنند تا اهالي محله به آنها بپيوندند و به اين ترتيب با حکم حکومتي مقابله کنند

 

ساعت 10 صبح عاشورا اين سه نفر از پنجره شبستان بيرون را نگاه و اوضاع را بررسي

 

ميکردند آنگاه علي شاگردي متوجه ميشود که سربازاني سوار بر اسب مراقب اوضاع هستند

 

پس به دوستانش پيشنهاد ميدهد که اول او به بيرون برود و شروع به عزاداري کند اگر او را تير زدند

 

 افراد ديگر وارد ميدان نشده و جان خودشان را به خطر نياندازند و اگر ديدند که با او کاري ندارند

 

آنها نيز به او بپيوندند . علي شاگردي با رجز " هارديدي بو جوانلار اکبر کفن گينده "

 

کفن پوشيده و قمه به دست وارد ميدان ميشود همان لحظه ماموران شروع به تيراندازي ميکنند

 

 گلوله به پاي علي شاگردي اصابت ميکند چون ديگر توان  برخاستن از زمين

 

را نداشته است نشسته بر زمين سه بار قمه ميزند و از حال ميرود آن روز مردم محله شورش کرده و

 

ميدان را از سربازان حکومتي ميگيرند از آن روز به بعد علي شاگردي در شهر اردبيل

 

به علي عاشورا معروف ميشود .

 

علي عاشورايي (ره) در پنجم اسفند سال 1343 با حالتي عجيب و عرفاني " چند روايت

مشابه با کمي تفاوت را ، شاهدان ذکر ميکنند" در بستر خود جان به جان آفرين

تسليم ميکند و در قبرستان بهشت فاطمه اردبيل به خاک سپرده ميشود.

 

پي نوشت :

1- از سال 1373 به فتواي بسياري از مراجع بزرگ تقليد عالم تشيع

"قمه زني علني و همراه با تظاهر حرام و ممنون شده است"

2- مطلب فوق به دليل نقل تاريخي وقايع و همچنين ذکر نام

علي عاشورايي در کتاب مهم " اردبيل در گذرگاه تاريخ" بدون جزئيات

و همچنين به دليل ازدياد روايت ها و نقل قول هاي فراوان 

و بدون تحقيق نوشته شده است .


 

عزاداري مردم اردبيل در دوران پهلوي  --  (کاروانسراي سابق و بازار مرغ فروشان کنوني)

 



براي ديدن ساير مطالب وبلاگ  کليک کنيد


 

برچسب ها :

پایتخت حسینیت

،

محرم در اردبیل

،

علي عاشورايي

،

علی شاگردی

مشخصات
پایتخت حسینیت وبلاگ پایتخت حسیـــــنیـــــت سعی دارد شمایی را که در فضای محرم اردبیل نیستید و دلتان میخواهد سفری داشته باشید کمک کند ....

لـــــــطفا نظراتتان را در باره وبلاگ بفرمایید تا در بهتر شدن وبلاگ کمکی کرده باشین

اجــــرتان با امام حســـین (ع) و حضرت ابا الفضـــل (ع)

* به آرشیـــــو موضوعی دقــــت کنید .... ، *

* به آرشیـــــو موضوعی دقــــت کنید .... ، *

* به آرشیـــــو موضوعی دقــــت کنید .... ، *
برچسب ها